أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
369
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
عن كثير » و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر ايشان خواند ابن صوريا گفت : به آن خدائى كه معبود تو و ماست كه آنچه گفتهء كه از بسيارى عفو كردهايم هم بر سر آن باش و بيش ازين چيزى ديگر مگوى در حقّ ما ، آنگه گفت : دستور باش « 1 » تا مسئلهء چند بپرسم ؟ - گفت : روا باشد ، گفت : خبر ده ما را از خواب خود ، گفت : تنام عيناى و لا ينام قلبى ، چشمهاى من بخسبد و دل من نخسبد ، گفت : راست گفتى ، مرا خبر ده از شبه فرزند بمادر و پدر كه گاه بمادر ماند و گاه به پدر و گاه بهر دو ؟ گفت : آب هر يكى كه سابق شود ديگر را شبه او را باشد ، گفت : خبر ده كه از فرزند پدر را چه باشد و مادر را چه باشد ؟ - حالى وحى رسيد و اغماء وحى با ديد آمد آنگه سر بر آورد روى سرخ شده و عرق از پيشانى او روان گشته ؛ گفت : گوشت و خون و ناخن و موى زن را باشد و استخوان و رگ و پى مرد را ، ابن صوريا گفت : راست گفتى ، گفت : يا محمّد از فرشتگان كه به تو مىآيد ؟ - گفت : جبرئيل ، گفت : وصف جبرئيل مرا بگوى ، گفت : چنين و چنين است و وصفى تمام بكرد ، گفت : و اللّه كه در توراة همچنين است و من گواهى دهم كه : تو صادقى در هر چه گفتى و پيغمبر خدائى و ايمان آورد ؛ جهودان درو افتادند و او را دشنام دادند چون خواستند كه برخيزند بنو قريظه در بنى النّضير آويختند و گفتند : يا محمّد اينان برادران مااند پدران ما يكى است و دين ما يكى است چرا بايد كه تا اگر يكى از ايشان از ما كسى را بكشد در قصاص انصاف ندهند و ما را تمكين نكنند در قصاص ديت دهند هفتاد و دو وسق خرما ، و اگر ما از ايشان كسى بكشيم از مردان از ما دو كس را بكشند و اگر ما از ايشان زنى را بكشيم بقصاص مردى را بكشند و اگر بندهء را بكشيم آزادى را بكشند و جراحات ما بر نيمهء جراحات ايشان باشد ؟ ! از ميان ما درين باب حكم كن ، خداى تعالى اين آيات فرستاد « 2 » الى قوله : « و من لم يحكم بما أنزل اللّه فاولئك هم الظّالمون » آنگه حقّ تعالى بيان حال ايشان كرد و گفت : [ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ ] مىبگردانند سخنها را بعد از آنكه هر يكى را در موضع خود نهادهاند حلالش را حرام كردهاند حرامش را حلال و ميگويند كسانى را كه بحكومت پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىآيند كه : اگر دهند شما را اين يعنى اگر فتوى كنند بخلاف رجم قبول كنيد
--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « دستورى باشد » . ( 2 ) - يعنى از آيهء 41 - 45 .